مدیریت استراتژیک_بخش اول

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

مفهوم استراتژی

استراتژی در ابتدا یک واژه نظامی بود که در فرهنگ لغات آکسفورد چنین تعریف شده است : هنر یک فرمانده کل قوا، هنر

طراحی و هدایت عملیاتی بزرگ نظامی و مانورهای بزرگ .

این تعریف با مفهوم استراتژی که در تجارت، سازمانهای دولتی یا خصوصی استفاده میشود چندان ارتباط ندارد، اما حداقل

حاوی این پیام است که استراتژی یک هنر است و این که مسئولیت نهایی عواقب و دستاوردهای آن متوجه راس سازمان است.

 

 

دراکر (1955) : تصمیم های استراتژیک را چنین تعریف می کند :کلیه ی تصمیم های مربوط به شرکت و راه های رسیدن به ان

 

چندلر (1962) : استراتژی عبارت است از تعیین اهداف و آرمانهای بلندمدت و اساسی یک شرکت .

 

چایلد (1972) :استراتژی مجموعهای از انتخاب بنیادی یا حساس است درباره نتایج یک فعالیت و ابزار انجام آن .

 

کی (1999) : استراتژی کسب و کار به هماهنگی بین قابلیتهای نهفته و درونی شرکت با محیط بیرونی اش .

 

مفاهیم کلیدی استراتژی

 

سه مفهوم کلیدی استراتژی عبارت است از:

 

مزیت رقابتی: نصیب شرکتی می شود که برای مشتریانش ارزش قائل می شود.

 

قابلیتهای متمایز: فرصتهای فراروی شرکت برای حفظ مزیت رقابتی به وسیله قابلیتهای آن تعیین می گردد.

 

هماهنگی استراتژیک: به معنای حداکثر کردن هماهنگی مزیت رقابتی یک شرکت با قابلیت های آن شرکت و همچنین به

 

 

معنای حداکثر کردن منابع با فرصتهای موجود در محیط بیرونی است.

 

اهداف استراتژیک

 

دس و میلر(1996) توالی اهداف استراتژیک را به شرح زیر تعریف کرده اند :

 

1. چشم اندازی گسترده در خصوص اینکه سازمان چطور باید باشد.

 

2. ماموریت سازمان

 

3. آرمانهای خاصی که عملیاتی می شوند.

 

4. اهداف عملیاتی استراتژیک

 

استراتژی منبع محور

 

دیدگاه استراتژیک مفهومی است که به توان یک سازمان در طراحی و اجرای استراتژی هایی بر میگردد که برای شرکت مزیت

رقابتی ایجاد می کنند. بنابراین قابلیت استراتژیک عبارت است از توان و ظرفیت انتخاب بهترین چشم انداز برای تعریف

مقاصد واقع بینانه برای هماهنگ کردن منابع و فرصتها و طراحی و اجرای طرح های استراتژیک.

 

طراحی استراتژی

 

طراحی استراتژی شرکت را میتوان به عنوان فرایند خلق جهت و راستای حرکت تعریف کرد. اغلب آن را به عنوان امری

منطقی و اقدامی گامبهگام توصیف کرده اند که نتیجه آن بیانیهای مکتوب و رسمی است که راهنمایی مشخص و دقیق به

سمت اهداف بلند مدت سازمان می باشد.

 

نگرش سیستماتیک به طراحی استراتژی

 

از حیث نظری فرایند طراحی استراتژی در برگیرنده اقدامات زیر است:

 

1.  تعریف های ماموری

 

2.  تعیین اهداف

 

3. انجام پویش های محیط داخلی و خارجی سازمان برای ارزیابی نقاط قوت و نقاط ضعف داخلی و فرصتها و تهدیدهای

خارجی است.

 

4.  تجزیه و تحلیل استراتژی های موجود برای تعیین انطباق آنها با توجه ارزیابی های داخلی و خارجی.

 

5.  تعریف قابلیت های متمایز سازمان با توجه به این تجزیه و تحلیل.

 

6.  تعریف مسائل اصلی استراتژیک برخاسته از تجزیه و تحلیلهای قبلی.

 

7.  تعیین استراتژی های کاری (در سطح وظیفه) و کلان( در سطح بنگاه )شرکت برای حصول به اهداف و مزیت رقابتی با

توجه به مسائل اصلی استراتژیک.

8.  تهیه طرح های استراتژیک یکپارچه برای اجرای استراتژی ها.

 

9.  اجرای استراتژی ها.

 

10. نظارت بر اجرا و بازبینی استراتژی های موجود یا طراحی استراتژی های جدید در صورت لزوم .

 

مدیریت استراتژیک:

 

این فرایند عملیاتی به عنوان فرایندی پیوسته تلقی میگردد که در تئوری شامل توالی فعالیت هاست: طراحی استراتژی، برنامه

ریزی استراتژیک، اجرای استراتژی امور و به روزآوری.

 

مدیریت استراتژیک را چنین تعریف کرده اند :مدیریت استراتژیک مجموع های تصمیم ها و اعمال است که منجر  به طراحی و

اجرای استراتژی هایی میشود که برای حصول به اهداف یک سازمان مورد استفاده قرار میگیرند.

 

برنز(1992) معتقد است که مدیریت استراتژیک در وهله اول به مسائل زیر می پردازد :

 

- طیف کاملی از فعالیتهای سازمان، شامل اهداف شرکت و محدوده های سازمانی.

 

- هماهنگ و سازگار کردن فعالیت های یک سازمان با محیطی که در آن فرار دارد.

 

- تضمین این که ساختارهای داخلی، روش ها و رویه های موجود می توانند سازمان را در وصول به اهدافش یاری کنند.

 

- هماهنگ و سازگار کردن فعالیت های یک سازمان با قابلیت منابعش، ارزیابی میزان منابع برای بهره برداری از فرصتها یا پرهیز از تهدیدهای موجود در محیط سازمان.

 

- تحصیل، جذب و تخصیص منابع.

 

- ترجمه مجموعه های پویا از متغیرهای داخلی و خارجی فرا روی سازمان به مجموعه های منظم از اهداف مشخص آینده که

بتوان آن را روز به روز اجرا کرد.

 

کنتر(1984)هدف مدیریت استراتژیک را انتخاب اعمال فعلی برای دست یابی به اهداف آینده می داند و معتقد است که

مدیران استراتژیک در واقع مجری اقداماتی اند که ساز و کارهای تغییر را یکپارچه و نهادینه میکند. رهبران مقتدر جهت

سازمان را مشخص میکنند و آن را از گزند تغییرهای مهلک مصون نگه میدارند. آنها به آینده نظر دارند که همین نگرش به آنها

امکان می دهد قدم های بعدی را بهتر انتخاب کنند و با اتکا به ظرفیت ها، قابلیت ها و نقاط قوت فعلی، آینده سازمان را

طراحی کنند.

 

فرستاده شده توسط : فرشاد سعیدی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید