مدیریت استراتژیک_بخش دوم

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

تعریف مدیریت استراتژیک منابع انسانی

 

شولر(1992): مدیریت استراتژیک منابع انسانی عبارت است از: کلیه فعایت‌های موثر بر رفتار افراد در برانگیختن آنها به

طراحی و اجرای نیازهای استراتژیک شرکت.

رایت و مک مهن (1992)‌: الگوی تخصیص برنامه‌ریزی شده منابع انسانی و انجام فعالیت‌های مورد نظر برای کمک به شرکت در

وصول به اهدافش

 

.

مفهوم مدیریت استراتژیک منابع انسانی

مدیریت استراتژیک منابع انسانی چهار معنی دارد:

1. استفاده از برنامه‌ریزی

2. نگرشی ثابت به طراحی و مدیریت سیستم‌های پرسنلی

3. هماهنگ و همخوان کردن سیاست‌ها و فعالیت‌های مدیریت منابع انسانی با استراتژی شفاف و روشن شرکت.

4. به کارکنان سازمان به دیده یک «منبع استراتژیک» برای حصول به «مزیت رقابتی» نگریستن

.

اهداف مدیریت استراتژیک منابع انسانی

 

هدف اساسی مدیریت استراتژیک منابع انسانی، خلق قابلیت استراتژیک از طریق تضمین و مطمئن شدن از این نکته است که

سازمان از کارکنان ماهر، متعهد و با انگیزه برای تلاش در راستای حصول به مزیت رقابتی پایدار برخوردار است. هدفش ایجاد

حس هدفمند و جهت‌دار بودن در محیط‌های اغلب پر‌تلاطم است، تا بدین وسیله نیازهای تجاری سازمان و نیازهای فردی و

گروهی کارکنانش از طریق طراحی و اجرای برنامه‌ها و سیاست‌های منسجم و عملی منابع انسانی تامین شود.

مدل‌های مدیریت استراتژیک منابع انسانی

 

مدل مبتنی بر کسب و کار‌: رایت واسنل(1998) پیشنهاد کرده‌اند که در یک شرکت مدیریت استراتژیک منابع انسانی به آن

دسته از فعالیت‌های منابع انسانی می‌پردازد که سابقا برای تقویت استراتژی رقابتی شرکت اجرا می‌شده‌اند.

مدل هماهنگی استراتژیک: واکر(1992) مدیریت استراتژیک منابع انسانی را به عنوان ابزار ایجاد تعادل و توازن بین مدیریت

منابع انسانی با محتوای استراتژیک کسب و کار تعریف می کند.

در زبان مدیریت منابع انسانی، هماهنگی استراتژیک به معنای طراحی استراتژی‌های منابع انسانی است که با استراتژی کسب

و کار یکپارچه می‌شوند و موفقیت آن را تضمین می‌کنند

.

مدیریت استراتژیک منابع انسانی و استراتژی‌های منابع انسانی

 

اغلب واژه‌های «مدیریت استراتژیک منابع انسانی» و «استراتژی منابع انسانی» به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما بین این

دو واژه تفاوتی وجود دارد.

مدیریت استراتژیک منابع انسانی را می‌توان به عنوان روشی کلی برای مدیریت کارکنان و هماهنگ با مقاصد سازمان در آینده

در نظر گرفت. استراتژی‌های منابع انسانی بر مقاصد خاص سازمان، درباره آنچه که باید انجام شود و تغییری که باید اعمال

شود، تمرکز خواهد کرد. مسائلی که این استراتژی‌ها به آنها خواهند پرداخت عبارتند از :

اطمینان خاطر از اینکه این سازمان کارکنان مورد نیاز خود را در اختیار دارد. آموزش، انگیزش، پاداش، انعطاف‌پذیری،

کارگروهی و روابط با ثبات کارکنان. این‌ها مسائلی هستند که دست یابی موفق استراتژی‌های شرکت به اهداف خود را تضمین

می‌کنند

.

هماهنگی استراتژیک

ایده هماهنگی یا یکپارچگی استراتژیک که گاهی از آن با نام «مدل سازگارکننده» یاد می‌کنند، محور مفهوم مدیریت

استراتژیک منابع انسانی است. یکپارچگی استراتژیک برای ایجاد همخوانی بین استراتژی منابع انسانی و استراتژی شرکت

ضروری است زیرا این دو استراتژی مکمل یکدیگرند. هدف، ایجاد هماهنگی استراتژیک و همگونی بین اهداف مدیریت منابع

انسانی و اهداف شرکت است.

هماهنگی استراتژیک و انعطاف پذیری

در اولین نگاه ممکن است اهداف انعطاف‌پذیری و هماهنگی ناسازگار با یکدیگر به نظر برسد اما رایت و اسنل(1998) معتقدند

که این دو مکمل یکدیگرند.

چالش مدیریت استراتژیک کنار آمدن با تغییر (نیازمند انعطاف پذیری است) از طریق سازگاری مستمر برای ایجاد هماهنگی

بین شرکت و شرایط خارجی‌اش است. انعطاف پذیری مشخصه‌ای است که در طول زمان به وجود می‌آید.

جمع بندی

مفهوم اساسی مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر این فرضیه استوار است که استراتژی منابع انسانی موجب ارتقای استراتژی

شرکت می‌شود. از طرفی از آن نیز تاثیر می‌پذیرد. اعتبار این مفهوم به اندازه این باور بستگی دارد که کارکنان پایه موفقیت

شرکت در کسب مزیت رقابتی وخلق ارزش افزوده‌اند و باید با آنها مثل یک منبع استراتژیک بسیار مهم برخورد کرد. اگر

چنین فرضیاتی را بپذیریم، در نتیجه اعتبار مفهوم مدیریت استراتژیک منابع انسانی به میزان اعمال آن در سازمان و نتایج

حاصله وابسته خواهد شد. این مطلب به معنای توجه به فرایند مدیریت استراتژیک منابع انسانی و روش‌های طراحی استراتژی

و وجوه خاص استراتژی منابع انسانی می‌باشد.

فرستاده شده توسط : فرشاد سعیدی

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید